تبليغاتX
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی

تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی

در بازار شادی ها قیمت اشک گران است ارزان نفروشیم

دور و نزدیک

سلامی به سرسبزی بهاران به روی ماه شما بزرگواران

در سایه سار لطف و محبت خدای  متعال سلامت و پرنشاط هستین؟؟؟؟؟

ایشالا که همینطوره...   بهترین ها رو براتون آرزومندم...

راستش  هم بخاطر درگیری های بسیار و هم به دلیل فاصله گرفتن

از بعضی چیزا و بخصوص  گم شدن خودم  در خودم( به تعبیری) نتونستم

تحفه ی قابل قبولی واستون آماده کنم که جای بسی عذرخواهی دارد.

ولی یه سبد عاطفه دارم همه ارزانی شما عزیزان با محبت

---------------------------------------------------------------------------------

 پیش منی و من زغمت دور می شوم

وقتی که می روی شب بی نور می شوم

در غربت غریبی خود می کشم عذاب

آری چنین ز فاصله مسحور می شوم

لبخند ها ز روی لبم رخت بسته اند

بر خنده های غم زده  مجبور می شوم

زندانی نگاه تو را کس رقیب نیست

زندانی نگاهم و مسرور می شوم

تا تو نگاه می کنی یم دیده روشنم

چشمت ز من مدار که من کور می شوم

تا دست پر ز مهر تو  آید به صید من

بر روی تاک خوشه ی انگور می شوم

-------------------------------------------------------------------------

امیدوارم  به دل های پر از مهرو عاطفه ی شما دوستان بسیار عزیز

و مهربان و کلا دوست داشتنی خودم  بشینه.

دوستتون دارم خیلی زیاد

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم فروردین 1389ساعت 20:40  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

زکوی یار می آید نسیم باد نوروزی

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام

-----------------------------------------------

یامقلب القلوب و الابصار

یا مدبر اللیل و النهار

یا محول الحول و الاحوال

حول حالنا الی احسن الحال

-----------------------------------------------

عرض تبریک و شادباش خدمت دوستان عزیز و مهربانم

عید همگی با سلامتی و شادکامی مبارک باشه

آرزو می کنم سال جدید برای هممون سرشار از خوبی

و خوشی و سلامتی و برکت در کنار خانواده ی محترم و

در سایه ی لطف خدای عزیز و مهربون باشه.

بابت تاخیر نیم ساله از همه عزیزان عذر میخوام و قول میدم

دیگه تکرار نشه. و از همه ی دوستای مهربون و با وفاو بامحبتم

که تو این مدت تنهام نذاشتن و لطفشون رو به من ثابت کردند

صمیمانه تشکر می کنم.خدا رو شکر میکنم که چنین رفقای

خوب و خوش مروتی دارم. روی ماهتون رو می بوسم.

کلی حرف دارم که بهتون بزنم- خداییش دلم خیلی براتون

تنگ شده .میام پیشتون.

 ایشالا سال ۸۹ برای همتون پراز شادی و خیر باشه

بازم عیدتون مبارک

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم اسفند 1388ساعت 21:2  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

سلام

سلام دوستان خیلی عزیز و مهربانم

فدای همتون بشم الهی

ببخشین که بهتون سرنمیزنم و دیر دیر می آپم

 آخه خیلی درگیرم

بزودی می آپم و میام همتون رو دعوت میکنم

از همه ی دوستانی تنهام نمیذارن کمال تشکر و سپاس دارم

رسیدن ماه پر برکت و بهار قرآن رو به همتون تبریک جانانه

میگم... بهترین هارو براتون آرزومندم

تقدیم شما بهترین ها

--------------------------------------

دوستان مهربون بعد از شب های احیاء میام خدمتتون

ایشالا هممون به احترام این شبها عاقبت بخیر شیم...آمین

سالروز ولادت مسعود امام حضرت علی بن موسی الرضا(ع)

برهمگان و مخصوصا به دوست جونای عزیز و باوفا و مهربانم

مبارررررررررررررررررررررررررررررررک باااااااااااااااااااااااااااااااااااد ...

واسه منم عیدی بگیرین...

توجه توجه توجه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نیاز خیلی خیلی شدید به دعای خیر 

 این دوست بدقولتون داره!!!!!

----------------------------------------

السلام علیک یا سیدالشهداء

ایام حزن و اندوه بر همگان تعزیت باد

یاحسین مظلوم

گینه اقامه اولوبدور عزا محرمده

حسین چی لر گینه گیدی قرا محرمده

بوغمده هامی سیه پوش اولوب حسین چاغیریر

ائدیله هامی سی باهم نوا محرمده

یا ابوالفضل العباس

ملتمس دعای خیریم مهربانان

یاحق مددی

------------------------------------------

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 0:33  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

اشارت ابرو

بابت تاخیر از تمامی رفقا معذرت میخوام

-----------------------------------------------------------

دل از کفت نرمیده بیا تو کاری کن

گذر به کوی طبیبان به حال زاری کن

بگو به یار قدیمی زحد گذشته جفا

جفا وفا کن از این پس بیا نگاری کن

قتیل گود زنخدان توست انس و پری

بیا یک نظر ای عشق سر شماری کن

طراوت دل و جانی و راحت نفسی

هوای غمزده ی دشت دل بهاری کن

دمی بیا به سحر وقت برسر بالین

ببار بوسه لب تشنه آبیاری کن

اگر ملامتی اغیار کرد در ره عشق

به زخم خنجری از عاشقان فراری کن

چو خواست در طلبت سقف دل فرو ریزد

به یک اشارت ابرو نگاه داری کن

گشوده بال صبا "آشنا " سوارش شو

فراز شهر شه دل سبک سواری کن

-----------------------------------------------------------------

فرا رسیدن سالروز ولادت با سعادت یگانه منجی عالم بشریت

قائم آل محمد(عج) بر تمام شیفتگان آنحضرت مبارک باد...

اللهم صل علی محمد و آل محمد وعجل فرجهم

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت 14:42  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

$$$×××... اباصالح ادرکنی ...×××$$$

~~~سلامی پر از بوی سوسن و یاس~~~

 ٬٬٬ بر چهره ی دلربای مهدی (عج) صلوات ٬٬٬

... تقدیم به پیشگاه مقدس یوسف زهرا(س) ...

---------------------------------------------------------------------------

سرمه ی چشم تر من غبار خاک پای تو

مستی روز و شب من از می جام های تو

در گذر خیال من خیمه ی عشق کن به پا

بر در خیمه بین منم بلبل خوش نوای تو

ای همه ی امید دل قدم بنه به روی دل

جدا تویی ز آب و گل امید من دعای تو

دراین هجوم ظلم و کین تویی امید آخرین

نجات آخرین دین به دست پر عطای تو

مایه ی افتخار ما پور علی مرتضی(ع)

مهدی امید هل اتی دل طلبد هوای تو

برهمگان تویی حبیب بین نظری کن ای طبیب

دل شکسته ی همه منتظر شفای تو

با من خسته ناز کن نغمه ی عشق ساز کن

فاش تو سر و راز کن تا شنوم صدای تو

سعی و تلاش" آشنا"در طلب رضای توست

کن نظری به سوی او تا شود آشنای تو

---------------------------------------------------------------------------

گو لشکر غم دور که شب را سحری هست

بین پرده ی دل را و بــگـو پـــرده دری هست

این جمعه میاید؟؟ و یا جمعه ی دیـــگـــر ؟؟

در کــوی حبیبان به گـمـانـم خبــری هست

---------------------------------------------------------------------------

خدایا توفیق عطا فرما از شیعیان و یاران حقیقی

 اباصالح(عج) باشیم... آمین

---------------------------------------------------------------------------

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت 17:0  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

$$$... بی پرده با خدا ...$$$

سلامی پر از عشق و امید خدمت دوستان عزیز.

از تاخیر بیست و چند روزه از همه ی رفقا معذرت میخوام.

دلم براتون تنگ شده بودااااا

 ٫٫٫ سر سبز و بهاری باشید در پناه الله ٫٫٫

----------------------------------------------------------------------------------

من موندمو یه دنیا بیقراری *** خدای من تاکی چشم انتظاری؟

دلم میخوادکه ازخودم جداشم *** رها شم از غم باتو آشناشم

بیام پیشت بگم واست میمیرم***خوشم فقط به عشق تواسیرم

با دل شکستگی بگــــم خدایا *** اسیــــــــرتم اسیـــــــرتم خدایا

من میدونم که خیلی روسیاهم *** اثر نداره اشک و سوز و آهــم

من بدم اما تو کــه مهربـــونی***بالطف خودعیب هامومی پوشونی

منو ببر پیشت تا با تو باشـم *** نمی خوام لحظه ای ازت جداشم

دل با تو آشناشه غــــم نداره *** هرکی که با تو باشه کــــم نداره

این دل نازکــم بشه فدایــــت *** دوستت دارم خداجون بی نهایت

-------------------------------------------------------------------------

امیدوارم به دلتون بشینه دوستای مهربون و عزیز

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت 10:58  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

$$$... باد خزان ...$$$

سلام و عرض احترام خدمت دوستان عزیز و گرامی

انشاا.. که موفق و شاد و سلامت باشین.

از همه ی عزیزانی که قابل میدونن و لطف دارن

سر میزنن کمال تشکر رو دارم.... در پناه الله

            

بعد مرگم چو بخواهید مرا دفن کنید

در دل ظلمت شب... در سراپرده ی غم

در سکوتی که فضا را پر کرد

اول از آنکه مرا دفن کنید

به گلابی ز خرابات مرا غسل دهید

که وجودم همه رنگین باشد

پر کشم تا در فردوس برین

همسفر با پر جبریل امین

بعد غسلم همه ی تار و پدم

به حصیری پیچید...

به حصیری که بود بس مشتاق

به حصیری که چو من خاک شود

به حصیری ز نیستان غم و درد و فراق

بعد آن٬ جسم گنهکار مرا

بر دوش مردمی مست نهید

هنگام بردنم بر سر گور

تا بیابانی دور

حرکت کنید آرام آرامو بس صبور

بگذارید پس این جسم گنهکار مرا به زیر خاک

با غم گران خود ٬ تا به روز حشر باشم مآنوس

بر حال من آن روز نگریید شما

چونکه من از غم و رنج این جهان آزادم

دگر٬ نرسد به گوش کس فریادم

و شما ... و شما...

ای که در فکر بهارید همه

عاقبت باد خزان

از فراسوی زمان

به گلستان شما می آید

هر چه اصرار کنید که نه وقت رفتن است

باد با زوزه ی خشمناک خود باغ را می پاید

و در هنگام مناسب ناگاه

از پشت دیوارهای باغ

به سراغ برگ و گلها آید

چاره ای نیست در آن

طوفانیست گران

پس بیایید که ما

قبل از این آمدن و رفتن باد

طبقی میوه شویم

برگ و گلها همه بی وزن و سبک

جلوی باد خزان می گردند

بعد از افتادن و پرپر شدن آنها سردند

باد خواهد آمد

چاره ای نیست در آن...

            

امیدوارم خوشتون بیاد دوستای مهربون

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 10:51  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

... محنت... رنج...غربت...

"سلام" فرا رسیدن ایام فاطمیه و شهادت آن مظلومه ی دوران

برهمه ی شیعیان جهان تسلیت باد...یا ام ابیها"یاحضرت زهرا

آه... آه از خصم اعدا

آه...آه از شهادت زهرا(س)

آه... آه از تنهایی علی(ع)

آه...آه از یتیمی اولاد علی(ع)

آه...آه از سوز دل مهدی(عج)

آه... آه...

به امید ظهور منتقم آل نبی(ص)

+ نوشته شده در  جمعه هجدهم اردیبهشت 1388ساعت 11:0  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

$$$$... درگه مهر ...$$$$

"سلام" این غزل رو حدود یک سال پیش سرودم نمی دونم چرا ولی

بیشتر از سروده های دیگم به دلم نشسته.

امیدوارم به دل شما دوستان مهربون هم بشینه.

                   

خنده بر لبهای تو عشاق را دیوانه کرد

جرعه نوشان لبت را مست یک پیمانه کرد

نازنینا ناز کن نازت بلاگردان ما

نازتو دلهای ما را سوخت و ویرانه کرد

آتشین احساس تو سرتاسر عالم بسوخت

جلوه ی رخسار تو دل را زمی بیگانه کرد

در خم گیسوی تو مبهوت و حیران شد ملک

این دل غمدیده ی ما درک صاحبخانه کرد

گه به صحرا گه به دریا می شدو رد می نمود

درگه مهر تو را دید و به خود کاشانه کرد

عشقت ای دلدار ما سر حلقه ی مهر و وفاست

مرغ دل را جام تو در کوی دام و دانه کرد

"آشنا"خدمتگذار بزم خوبانست و بس

در حضور یار باید خدمت جانانه کرد

             

"آشنا" تخلص شعریمه٬ البته ما کوچکتر از این حرفاییم

ولی خب دیگه...

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388ساعت 12:23  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

$$$.... تولد اشک ....$$$

... روزگاری که نبود از اثر اشک نشان

بخت غم رام و به کامش خوش بود

او به آزادی خود می بالید...

تا که یک روز به هنگام غروب!!!

که زمین زیر پر نازک خورشید به لالا می رفت

در کنار تنه ی خشک و ترک خورده ی بید

پسر ساده دلی بود.... که در دستانش

یک عدد قلب یخی در هوس آب شدن

گوییا رفتن خورشید و فنا گشتن یخ

کار خود را کردند...

پسر ساده دل آرام گریست!!!

قطره اشکی که درخشندگیش پرتو خورشید نشاند

روی خاک افتاد و خاک

دست های مهربانش را گشود و اشک را

با خودش زیر درخت بید برد...

اشک را بر ریشه ی خشک درخت بید زد

بید خشک خسته جان بیدار شد!!!

شاخه ی خشکش دوباره برگ داد

غم٬ غم دگر از یاد رفت...

بعد از آن هر روز هنگام غروب

آن رفیق ساده دل در پای بید

می نشست و می گریست...

این شعرمو هدیه میدم به تموم ساده دل های پاک و مهربون

دوستای خوب نظر فراموش نشه ها ؟؟؟

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت 17:3  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

یک جمعه ی دیگر رفت ولی یار.........

باز هم روزها را بشماریم تا جمعه ی دیگر آید 

الهم عجل لولیک الفرج

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 20:22  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

شرح حال...

چندیست دگر ز زندگی سیرم من

در حسرت حال خویش درگیرم من

کارم شده اینکه روز و شب بشمارم

مانده ام جوانم اینکه یا پیرم من

             ******** 

بی کسی ای بی کسی ای بی کسی

بی کسی! پس کی به دادم می رسی

                ٪٪٪٪٪٪٪٪

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت 12:2  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

@@...هجران...@@

از کوی تو مارا به سلامت گذری نیست

رو ای شب هجران که به آهت اثری نیست

من از دل نورم ! تو که از جنس غروری!

جز تکه سلامی و علیکی خبری نیست

                              

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 18:13  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

###...ستاره...###

       

ستاره های آسمون چقدر غریب و بی کسید

شبیه عاشقی چو من در پی یک همنفسید؟

ستاره ها گوش بکنید هق هق گریه ی منو

در این سکوت بی کسیم شما برای من کسید

دلم گرفته از همه چقدر بگم برا شما

ستاره ها عاشق شدن شما هنوز خار و خسید

روزا فقط برای کار! شبا فقط برای خواب!

حساب عاشقی چی شد!!! شماکه فکرهوسید

برای عاشقی بیاین آسمونو نگاه کنید

ستاره ها رو بچینید چرا همش دلواسید؟

راستی چرا همش دلواپسید؟؟؟؟

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 17:2  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  | 

$$$...مذهب عشق...$$$

در مذهب عشق عاشقان را غم نيست

در كار دل هيچ غصه و ماتم نيست

اي آنكه سرا پا عطشي دريا باش

در كوي وصال قطره عاشق كم نيست

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم بهمن 1387ساعت 15:20  توسط مهدی صبوری مهر(آشنا)  |